حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
224
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
201 . اى مردم مرا از دست خدا برهانيد . او مرا از خودم باز ستانيده و به خويشتنم برنمىگرداند ؛ و من از سويى توان مراعات آداب حضور درگاه او را ندارم و از سويى نيز از هجرانى كه موجب غيبت و محروميّت من از درگاه او شود ؛ مىهراسم ، واى بر كسى كه پس از حضور و وصل گرفتار غيبت و هجران شود . 202 . اى مردم ، خدا آفريدگان را از روى لطف و رحمت آفريد و بر آنان جلوهگر شد . سپس براى تربيت و اصلاحشان از آنان پنهان گشت ، چه اگر جلوهگر نمىشد همه كافر مىشدند و اگر پنهان نمىشد همه مفتون او مىشدند . و خدا هيچگاه بر يكى از اين دو حالت باقى نمىماند . ولى خدا از من لحظهاى پنهان نمىشود ، من آن زمان آسايش مىيابم كه ناسوتيتم در لاهوتيت او و جسمم در انوار ذات او مستهلك شود ؛ و عينيت و نشان و شكل و خبرى از من نماند . 203 . اى مردم بدانيد كه هياكل ( حقايق وجوديه ) به ياهوى او قائم و اجسام به ياسين او متحرك است و « هو » و « سين » دو راه براى رسيدن به شناخت نقطهء اصلى هستند . 204 . اگر ذرهاى از آنچه در دل من است بر كوهها بيفتد ، كوهها گداخته ، اگر در روز رستاخيز در آتش روم ، آتش از من سوخته ، اگر به بهشت درآيم ، بنيان آن ويران خواهد شد . 205 . خداى بلندمرتبه و ستوده ، ذاتى واحد و قائم به نفس و در قدم و ربوبيّت از ديگران منفرد و يكتاست ، چيزى و كسى با او در نياميزد و در مكان و زمان نگنجد ، انديشه او را در نيابد و چشم او را نبيند و سستى به دو نرسد . پس قلب و زبان خود را از فكر و ذكر خدا باز دار و آن دو را به سپاسگزارى دائمى از او به كار گير . چه انديشه در ذات و صفات خدا و سخن راندن در اثبات وى گناهى بزرگ و تكبّرى بس عظيم است . 206 . ادّعاى دانش كردن ، نادانى و كرنش پياپى موجب از بين رفتن حرمت است . خوددارى از جنگ با او ديوانگى و فريفته شدن به صلح او ابلهى است ، سخن راندن دربارهء صفات او سبكمغزى و خاموش ماندن از اثبات او گنگى است . تقرّبجويى به دو گستاخى و راضى بودن به دورى از او از دونهمّتى است .